السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
224
تفسير الميزان ( فارسي )
فساد انگيزند و خونها بريزند ) ، چيزى نفرمود ، و چيزى در مقابل آن قرار نداد ، بجز اينكه ( خدا همه اسماء را به او تعليم كرد ) ، پس معلوم مىشود علم نامبرده تمامى مفاسد را اصلاح مىكرده ، و در سابق هم حقيقت آن اسماء را شناختى ، كه گفتيم موجودات عاليه اى غايب و در پس پرده آسمانها و زمين بودهاند ، واسطه هايى براى فيوضات خدا بمادون خود بودهاند ، كه كمال هيچ مستكملى جز به بركات آنان تمام نميشده . هم چنان كه در بعضى اخبار « 1 » وارد شده : كه آدم ع شبحهايى از اهل بيت ، و انوار ايشان را در هنگام تعليم اسماء بديد ، و نيز اخبارى رسيده : كه آن انوار را در هنگامى ديد ، كه خداى تعالى ذريه اش را از پشتش بيرون كشيد ، و نيز وارد شده : كه آن انوار را در همان هنگامى كه در بهشت بود ، ديد ، كه خواننده عزيز خودش بايد بان اخبار مراجعه نمايد ( و راهنما خداست ) . خداى تعالى با نكره آوردن لفظ ( كلمات ) امر آن كلمات را مبهم گذاشت ، و فرمود : * ( ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ ) ) * الخ ، و اطلاق لفظ كلمه ، بر موجود عينى در قرآن كريم آمده ، و در آيه : ( بِكَلِمَةٍ مِنْه اسْمُه الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ) ، « 2 » صريحا اين لفظ را در عيسى بن مريم ع اطلاق نموده . و اما اينكه بعضى از مفسرين گفتهاند : كه منظور از كلمات كلماتى است كه خدا در سوره اعراف از آدم و حوا حكايت كرده ، و فرموده : ( قالا : رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ، وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا ، وَتَرْحَمْنا ، لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ) « 3 » الخ ، تفسير صحيحى نيست ، براى اينكه مسئله توبه همانطور كه آيات اين سوره ، يعنى سوره بقره دلالت مىكند ، بعد از واقعه هبوط به زمين واقع شده ، چون مىفرمايد : * ( ( وَقُلْنَا : اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ) ) * ، تا آنجا كه مىفرمايد : * ( ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ ، فَتابَ عَلَيْه ) ) * الخ ، و اين كلماتى كه آدم و همسرش بان تكلم كردهاند ، قبل از هبوط ، و در بهشت آموخته بودند ، چون در سوره اعراف مىفرمايد : ( وَناداهُما رَبُّهُما : ألَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ ) ؟ تا آنجا كه مىفرمايد : ( قالا . رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ) ، و در آخر مىفرمايد . ( قالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ) الخ ، پس اقرار بظلم به نفس در بهشت واقع شده ، نه در زمين ، و حال آنكه گفتيم : تلقى كلمات در زمين بوده . بلكه ظاهر اينكه گفتند : ( پروردگارا به خود ستم كرديم ) الخ ، تذلل و خضوعى است از آن دو ، در مقابل ندايى كه خدا بانان كرد ، خواستهاند بعد از اعتراف بربوبيت خدا ، و اينكه بخاطر ظلمى كه كرديم مشرف بخطر خسران شدهايم ، اعلام كنند : به اينكه امر بدست خداى سبحان است ، هر جور بخواهد امر مىكند .
--> 1 - بحار الانوار ج 11 ص 175 ح 20 2 - سوره آل عمران آيه 45 3 - سوره اعراف آيه 23